مهمترين اتفاق در سياست داخلي ما انتخابات مجلس هشتم است كه نتايج آن در سال آينده مشخص خواهد شد پيشبيني آن بسيار دشوار است اما با توجه به روندي كه تاكنون دنبال شده در بحث تعيين صلاحيتها، به نظر نميآيد با وجود اراده حاكم بر فضاي انتخابات كه تلاش كرده به هر شكل ممكن از راهيابي اصلاحطلبان به مراكز قدرت پيشگيري كند به نظر نميرسد اصلاحطلبان بتوانند جايگاه مهمي را در مجلس به خود اختصاص دهند. البته به نظر ميرسد روزهاي آينده كمي تعيينكنندهتر باشد آنچنان كه از تصورات جناح اصولگرا برميآيد رد صلاحيت گسترده اصلاحطلبان توسط هيأتهاي اجرايي و تأييد صلاحيتهاي شوراي نگهبان فضا رقابتي شده است. در حالي كه اين توهمي است كه آقايان دارند كه چه گذشتي كردهاند و چه كرامتي. در حالي كه اگر نسبت به آنچه قانون، انصاف و دموكراسي حكم ميكند، اين شيوه محلي از اعراب ندارد. به هر حال، با اين روشها و برخوردها چه تضميني وجود دارد كه مراحل بعدي انتخابات به سلامت طي شود؟
مجلس آينده محلي يكدست اصولگرا و به مراتب بدتر از مجلس هفتم خواهد بود، تصور نميكنم جناح اصولگرا داراي مديريتي باشد كه بتواند چهرههاي كيفي و كارآمد كه از نوعي استقلال رأي برخوردار هستند را به مجلس ببرد و در واقع بتوان چهرههاي مبرز، قوي و صاحب ايدهآل را در نمايندگان جناح اصولگرا مشاهده كرد. بنابراين، در سال آينده مجلسي آرام و بدون هرگونه كارآمدي و خلاقيت در پيش خواهيم داشت.
از بعد اقتصادي كه مهمترين بخش در سياست دولت ايران تلقي ميشود، در سال آينده با بحران جديتري مواجه خواهيم بود كه ميتواند منجر به تنش ميان مقامات دولتي و بانكي كشور شود. تصميمگيرندگان اقتصادي و سياست دولت نميتواند بر سر مشكلاتي كه پيش ميآيد وحدت نظر داشته باشند.
دولت آقاي احمدينژاد دولت ريختوپاش و طرحهاي سريع و آني است. ايشان گمان ميكند ميتوان با اعمال قدرت يكشبه از عهده مشكلات كشور برآمد و در عينحال تصورش بر اين است كه اگر گذشتگان اينگونه عمل نكردند نشانه خيانت و بيعرضگي آنها بوده است.
امروز متأسفانه مشكل بزرگ اينجاست كه وقتي كارها خراب ميشود، مسئولين رده بالا، محكوم نميشوند و در نهايت تقصيرها به عهده وزرا يا معاونين آنها خواهد بود كه يا مجبور به استعفا شده و يا بايد پيآمدها را پذيرفته و با فرمايشات مديران حكومتي كنار بيايند و هر يك از اين مسائل تنشهاي خاص خود را خواهد داشت. بنابراين به گمان من، بدينترتيب كه پيش ميرويم، استعفا و بركناريها خصوصاً در ميان مديران اقتصادي كشور ادامه پيدا ميكند مگر آنكه معجزهاي رخ دهد و دولت تغيير مشي داده و سعي كند به توصيه كارشناسان و خردمندان گوش كند. اگر اين اتفاق رخ دهد بسيار مفيد خواهد بود و من دعا ميكنم كه خداوند چنين هدايتي را نصيب مسئولان حكومتي كند كه البته اميدواري به استجابت اين دعا را ندارم چرا كه خداوند در شورهزار نميتواند گل سرخي بيافريند.
اگر اين معجزه رخ دهد، باز هم مشكلات ديگري خواهيم داشت چرا كه جبران اشتباهات و خرابيها در دو سه سال گذشته نيازمند سياست «كمربندهاي سفت» است از جمله در بحث قيمتها به ويژه آنهايي كه با زور دلارهاي نفتي پايين نگاه داشته بودند به قيمت واقعي برسانند و اين آثار تورمي بيشتري خواهد داشت. همينطور در بحث بنزين، ناچار ميشوند به افزايش قيمتها تن دهند و يا در بحث توزيع يارانهها، بايستي تجديدنظر كنند.
خلاصه امر اينكه دولت نهم در برابر كساني قرار خواهند گرفت كه شعارهاي فريبدهنده آقاي احمدينژاد را خوردند و پس از سه سال چرخش به اين نتيجه ميرسند كه از آن بهشت برين خبري نيست بلكه بايد كاركرد و شيوه دولت گذشته ادامه داد.
بنابراين به نظر ميرسد در سال آينده مجلسي ضعيف و دولتي داشته باشيم كه در ارائه وعدههاي اقتصادي خود دچار مشكل شده است نه ميتواند آنها را محقق كند و نه ميتواند از آنها دست بردارد.
با توجه به اينكه در نيمههاي سال، سهچهارم عمر دولت طي شده و كمكم بوي الرحمن آن به مشام خواهد رسيد و طبيعي است كه از اواخر شهريورماه فضاي احتياط در ميان مديران و وزرا حكمفرما شود. هيچ مديري دست به هيچ كار جدي نزد چرا كه در آستانه تغيير تحولات دولت قرار خواهيم گرفت. حال، اگر دولت بخواهد در آن شرايط روشهاي واقعبينانه را در پيش بگيرد با مشكلاتي كه ذكر شد مواجه ميشود و اگر بخواهد به همان شيوه تبليغاتي سال اول خود دست بزند، موفق نخواهد شد چون اين بار وعده نميتواند مردم را راضي كند، بلكه آنها خواهان نتيجه هستند.
آقاي احمدينژاد نيز چنانچه بخواهد مجدداً براي انتخابات رياست جمهوري آينده كانديدا شود به احتمال زياد از 4-3 ماه آخر سال مجدداً سفرهاي استاني خود را در پيش خواهد گرفت و اين موجب خواهد شد روال مديريتي كشور كاملاً فشل شود و مديران كلان به جاي آنكه به فكر «رتق و فتق» امور باشند به فكر كسب آرا و تدارك فضاي انتخاباتي خواهند بود.
اما ،«انتخابات رياست جمهوري دهم» يكي از مشكلات جناح اصولگرا در سال آينده خواهد بود، در نيمههاي سال 87، دو مسئله در جناح اصولگرا در ارتباط با رياست جمهوري سال 88، نمايان خواهد شد. يك نوع برخورد با اصلاحطلبان و ديگري نوع مواجهه با جناح خود پيشبيني من اين است كه آنها پس از آنكه اصلاحطلبان را براي ورود به مجلس هشتم قلع و قمع كردند، با خيال راحت، تصور ميكنند كه راه را براي انتخابات رياست جمهوري دهم نيز ميبندند. در عينحال برخوردهايي از جمله اهانت به بيت امام (ره) و حاج سيدحسن آقاي خميني و نيز رنجاندن بزرگاني همچون مرحوم آيتالله توسلي نشان ميدهد كه آنان براي بيرون كردن رقيب از صحنه حاضر به هر كاري هستند. بنابراين چنانچه كانديداهايي از سوي اصلاحطلبان مطرح شود كه در ميان مردم جايگاه جدي داشته باشد مانند آقاي خاتمي
ترديدي نيست كه به اشكال مختلف راه را بر ايشان خواهند بست و صراحتا پيام خواهند داد كه نبايد ايشان وارد انتخابات شوند كه پسامدهاي مختلف و لجن مال كردنها و نيز چاپ و انتشار مطالبي در برخي روزنامهها و سايتها مخالفت خود را ابراز ميكنند.
من ترديد دارم جناح حاكم در انتخابات رياست جمهوري آينده، حتي به افرادي مستقلي كه نگاهيي به توسعه كشور دارند مانند آقاي قاليباف نيز اجازه ورود به صحنه دهند، روشها نيز كاملا مشخص است يعني يكي دو روزنامه معين از ماههاي آخر سال 87 شروع به تخريب ميكنند و اين علامتي است كه در عرف سياسي ايران شناخته شده و اين موجب ميشود كه يا اشخاص كنار بكشند و يا در صورت ورود آنها تخريبها را گستردهتر ميكنند وبه عبارت ديگر از نيمه دوم سال 87، جناح قدرتمند حاكم مشخص خواهد كرد كه چه كساني را به عنوان كانديدا در انتخابات رياست جمهوري دهم ميپذيرد.
مهمترين چالش جناح اصولگرا هم اين خواهد بود كه آيا براي رياست جمهوري آينده آقاي احمدينژاد بماند يا فرد ديگري را انتخاب كنند كه به نظر من، اين موضوع حتي در انتخابات اخير نيز سايه خود را افكنده بود كه البته در سال آينده خصوصا با ياركشي كه در مجلس هشتم اتفاق ميافتد طرفداران آقاي احمدينژاد تلاش ميكنند با استفاده از ابزارهايي كه در اختيار دارند و شديدترين شيوهها، ورود و يا حتي مطرح شدن نام فرد ديگري از اصولگرايان به جز احمدي نژاد را منتفي كنند اما از سوي ديگر، ميان اصولگرايان كارآمدي مسئلهاي جدي خواهد بود و چنانچه آنها به اين نظر باشند كه ضمن تصفيه مخالفين سياسيشان حداقلي از قدرت مديريتي كشور را خود نشان دهند به نظر ميرسد ترديدهاي جدي نسبت به ادامه دولت آقاي احمدينژاد براي دور دوم رياست جمهوري، وجود داشته باشد و اينگونه نخواهد بود كه با دخالت ريش سفيدها نيز مشكل حل شود، حتي شكل گيري فضاي تخريبهاي گسترده در ميان جناح اصولگرا حتي در روزنامههاي اين جناح نيز قابل پيش بيني است كه باز هم منجر به نوعي بحران كارآمدي در جناح اصولگرا خواهد شد.
در كنار اين جريان ما شاهد تغييرات اصولي در جناح اصلاح طلب خواهيم بود، در سالهاي گذشته سرنوشت سياسي و نتيجه كار سياسي ما(اصلاح طلبان) به گونهاي گريز ناپذير با انواع انتخابات گره خورده بود، در واقع بهار فعاليت سياسي ما انتخابات بود. البته احزاب مستمر مانند جبهه مشاركت در فواصل انتخابات هم فعال بودند اما هدفگذاريها و زمانبندي فعاليت،ها معطوف به انتخابات پيش رو بود و اين روند ما را از بسياري كارهاي ديگري كه ميتوانستيم انجام دهيم بازداشت اما با توجه به رد صلاحيتهاي گسترده كه همواره و در هر انتخاباتي بر اين جناح سايه ميافكند و در واقع نميدانيم كه تا شب انتخابات چه تصميمي براي ما گرفته ميشود بايد به گونهاي برنامهريزي و عمل كنيم كه سرنوشت سياسيمان به تصميم ديگران گره نخورد حتي اگر درصد موفقيت در اين مسير كمتر باشد بازهم مي دانيم كه تصميمگيرنده خود ما هستيم، در عينحال فضاسازيهاي عوامل قدرت و رسانهي بزرگ كشور نميتواند برنامه سياسي ما را برهم زند و اين مستلزم افزايش قدرت تشكيلاتي، آموزشهاي درون حزبي و ارتباط با اقشار مختلف جامعه است اين يك توصيه اخلاقي نيست بلكه راه ديگري براي احزاب نمانده است.
به نظر من، در احزاب تغييرات جدي خواهد صورت گرفت برخي از نيروهاي حاشيه به متن و برخي نيروهاي متن به حاشيه خواهند رفت و نقش اشخاصي كه بيشتر قدرت اغناء جامعه خصوصا جوانان را دارند پررنگ خواهد شد.
كساني ميتوانند در آيندهي اصلاحطلبان مؤثر باشند كه ميخها و لنگرهايي در گذشتهي خود نداشته باشند در جريان اصلاحات عمدهاي متأسفانه اسير رويدادهايي در گذشته هستند كه آنها را محافظهكار، دچار رودربايستي و عدم تحرك سياسي ميكند كه به گمان من اين در آيندهي اصلاحطلبان جايي نخواهند داشت.
در عرصه خارجي هم قطعنامههاي سازمان ملل، نمودار معيني دارد و گام گام حلقه را بر ما تنگتر ميكند، درست است كه در ماههاي اخير گشايشهايي حاصل شد از جمله گزارش نهادهاي امنيتي آمريكا كه فضاي تهديدها را ضعيف كرد اما به موازات آن، تحريمها و قطعنامهها ادامه داد و احتمالا جديتر خواهد شد چراكه حتي روسيه و چين با وجود آنكه با تهديد نظامي عليه ما مخالف بودند اما با روندي كه ما در بحث هستهاي داريم نيز موافق نبودند نتيجه همان قطعنامه سوم شوراي امنيت است كه اين روند ادامه پيدا ميكند.
آمريكا در سال آينده نيز با توجه به فضاي سياسي كه در سطح جهان عليه ايران ايجاد كرده، بازهم سعي خواهد كرد كشورها را به تحريمها و فشارهاي بيشتر عليه ايران تهييج كند و سالها به طول خواهد انجاميد تا آثار اين تحريمها پاك شود.
:مشكل احتمالي ديگر ما در سال آينده تحريمها و فشارهاي فراتر از قطعنامههاست كه روز به روز در حال جديتر شدن است البته در كنار آن، در سال آينده انتخابات آمريكا را خواهيم داشت كه بسيار بر وضعيت ايران، مؤثر خواهد بود اما چه جمهوريخواهان پيروز شوند و چه دموكراتها به نظر نميرسد در روند سياسي فشار بر ايران تغييري حاصل شود بلكه اختلافنظر آنها بر سر تهديدات نظامي بود كه فعلا از ايران دور شده است.
در كنار سياستهاي فشار مسووليتي ما نيز با وجود آنكه ظاهرا سياستهاي سرسختانهي مقاومت را در پيش گرفتهاند اما با وجود آن روند تزريق گاز به سانتريفيوژها كند شده و به نظر ميرسد به نوعي همكاريهاي موازي صورت گرفته است و در مذاكرات اخير، ايران در جاهايي نرمش نشان داده كه قابل تصور نبود، مثلا در گزارشهاي اتمي البرداعي ميبينيم، سايتي كه غنيسازي ليرزي در آن صورت ميگرفته، تعطيل و تجهيزات آن به انبار منتقل شده است و اين قابل تصور نبود و يا اطلاعات دقيق خريدهايي كه توسط آژانس انرژي اتمي صورت گرفته، به طور كلي نشان ميدهد رفتاري كه با آژانس صورت ميگيرد بهتر شده و شكل منطقي به خود گرفته است و در واقع بايد گفت در زمينههايي كه در معرض تبليغات داخل كشور قرار نگرفته، همكاري ايران بسيار وسيع بوده است.
متأسفانه در مسأله هستهاي به اموري توجه ميشود كه در عرصهي تبليغات داخلي براي آقايان دستاوردي داشته باشد و بتوانند بر آن مانور دهند اما اينكه در محتوي، پيش برد فناوري هستهاي و آنچه به حل مشكلات ما و آژانس كمك كند، مدنظر آنها نيست و اين روند در سال آينده نيز ادامه خواهد داشت، بر خلاف آنچه كه به نام ختم پرونده عنوان و براي آن جشن گرفته شد و حتي برخي مدارك تازه به دست آژانس رسيده و بر روي آن بررسي خواهد شد و شايد حتي پروندهي ديگري باز شود بنابراين روشن است كه با مجموعهي كشورهاي قدرتمند دنيا نيستيم كه بگوييم همه چيز تمام شد، بلكه تمام شدن تنها در صورت يك توافق جامع سياسي ممكن است.
اگر ما در سال آينده صادقانه در پروندهي هستهاي پيش برويم، بازهم اين موضوع مطرح خواهد بود كه آيا ايران، با توجه به عملكردي كه داشته خاطي محسوب ميشود يا خير؟ اينجا تصميمگيرنده، ديگر آقاي البرادعي نيست بلكه در سطح آژانس با شوراي حكام آژانس و در سطح شوراي امنيت، با حكام شوراي امنيت است و آنها قضاوت مي كنند كه آيا ايران نسبت به موازين صلح و امنيت جهاني خاطي بوده يا نه و ارجاع پروندهي ايران به شوراي امنيت يعني ايران خاطي بوده! و اين پرونده بازنگشته بلكه شوراي امنيت بر روي آن صادر كرده يكي تعلق غني سازي اورانيوم ديگري انصراف از ساخت راكتور اراك و در نهايت تصويب قانوني پروتكل الحاقي در مجلس ايران است كه ما به آن عمل نكرديم.
اصلاحطلبان تلاشهاي زيادي كردند كه به نقطهاي نرسيم كه قطعنامههايي صادر كرده و ما را به كارهاي موظف كنند كه هيچ كشوري تاكنون موظف به انجام آن نبوده است.
با تمام اين احوال از رخوت جامعه در سال آينده بيمناكم . نسبت به جناح مقابل نه بيمي دارم نه اميدي، اما بيم من از اين است كه جامعه به نوعي رخوت، بيتفاوتي فرو برود و تن بدهد به زندگي غيردموكراتيك كه در تعيين خط مشي اصلي آن نقشي ندارد، به لقمهي بخور و غير زندگي ابتدايي بسنده كند؛ همان چيزي كه موجب شد جامعهي ما به عنوان يك جزيرهي توسعه نيافته حتي در منطقهاي كه در آن قرار داريم، تبديل شود. اين آيندهاي خطرناكي است كه نسبت به آن بيم دارم و اميدم آن است كه در جامعه شاهد خروج از نوعي بيحسي شويم و مردم منتظر نمانند ديگران براي آنها در عرصههاي مختلف تصميم بگيرند.




» خاتمی در نشست ماهانه باران: عدالت و آزادی دو مفهوم توامان هستند
» دکتر عبدالله ناصری: بهترین تاکتیک سکوت است