نیکان اهل رمضان، شادباش باران را به مناسبت فرخنده عید سعید فطر پذیرا باشید. اعمالتان مقیول حق و خجسته عیدتان مبارک باد
اخبار
 
صدای پای «حوادث در راه» را بايد شنید - محمد رضا تاجيك
۲۷ اسفند ۱۳۸۶
نیچه می گوید: انسان بیش از آنچه خوانده است (و می داند) نمی تواند خواب ببیند، بر همین سیاق، انسان بیش از آنچه نوشته است (اراده کرده است) نمی تواند پیش بینی کند. از این منظر، پیش بینی «حوادث و رویدادهای در راه» (به ویژه آنگاه که این پیش بینی ناظر بر جامعه ی پیش بینی ناپذیری همچون ایران باشد) بسیار سخت و ناممکن می نماید، زیرا، هم آن خواندن و خوانش، و هم این نوشتن و اراده، نه تنها به رویکرد و منطقی علمی و واقع نگر مزین نیستند، بلکه سخت اسیر بت های پندار و آغشته به اغراض و امراض سیاسی هستند.

نیچه می گوید: انسان بیش از آنچه خوانده است (و می داند) نمی تواند خواب ببیند، بر همین سیاق، انسان بیش از آنچه نوشته است (اراده کرده است) نمی تواند پیش بینی کند. از این منظر، پیش بینی «حوادث و رویدادهای در راه» (به ویژه آنگاه که این پیش بینی ناظر بر جامعه ی پیش بینی ناپذیری همچون ایران باشد) بسیار سخت و ناممکن می نماید، زیرا، هم آن خواندن و خوانش، و هم این نوشتن و اراده، نه تنها به رویکرد و منطقی علمی و واقع نگر مزین نیستند، بلکه سخت اسیر بت های پندار و آغشته به اغراض و امراض سیاسی هستند.اما، به رغم این آفت شالوده شکنی که دامنگیر تاملات و مطالعات آینده پژوهانه ما شده است، می توان با اندکی گوش فرا دادن، صدای پای «حوادث در راه» را شنید. در این مجال اندک باید بگویم که پیش بینی کلی (و نه مصداقی) من برای سال آینده، ناظر بر نامساعدتر شدن محیط خارجی و سنگین تر شدن محیط داخلی (در عرصه های مختلف اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، قومی) است. راستش را بخواهید، داده هایی که در دست دارم، قاصدک های شومی هستند که چندان خبر خوشی با خود همره ندارند. خیلی دوست دارم نبینماشان و نشنومشان، اما آشکارتر و جان سخت تر از آن هستند که با غمض عینی از ساحت نظر و منظر خارج شوند. این داده ها به ما می گویند که در سال آینده با محیط خارجی خصمانه تر و ستیزشگرانه تری مواجه خواهیم بود و فشارهای گوناگون قدرت های ریز و درشت، مسلمان و کافر، همسایه و غیرهمسایه افزون تر و شدیدتر خواهند شد. این داده ها، همچنین به ما می گویند که در سالی که پیش رو داریم، از محیط داخلی پرتنش تری نیز برخورداریم که جلوه های بارز آن را می توان در تشدید تنازعات قدرت در حوزه ی سیاست؛ تشدید فرایند حذف و طرد اصلاح طلبان؛ تشدید تنش های قومی؛ تعمیق و گسترش شکاف های اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی؛ کاهش میزان اعتماد و مشارکت مردمی؛ تشدید خروج سرمایه و نخبه از کشور و... ملاحظه و مطالعه کرد.  
با اين وجود  به عنوان یک ایرانی، احساس می کنم در زیست جهانی متفاوت و متمایز از جهان و جهانیان ایستاده ام که فاصله و تمایز نظری و عملی یا ادراکی و رفتاری اش از جهان به طور روزافزونی در حال گسترش و تعمیق است. در جغرافیای چنین زیست جهانی، نقشی که برای خودم قائلم، نقش یک معلم ساده است که در یک دستش تخته پاک کن، و در دست دیگرش گچ است و تلاش دارد همزمان رویدادی را از صفحه ی تخته سیاه آینده ی جامعه خود پاک و رویداد دیگر را بر آن نقش کند، و در همان حال، با شاگردان کلاسش از راز و رمز آن پاک کردن و این نقش کردن بگوید، شاید با همره و همخوان شدن با یکدیگر، آینده و حوادث در راه را موضوع اراده ی معطوف به آگاهی خود قرار دهیم، نه موضوع پیشگویی خود.
واما ، بزرگترین هراس من، از شنیدن صدای پاهایی که هر لحظه آهسته تر و متزلزل تر و دورتر می شوند: صدای پاهایی که پنداری رو به عقب گام گذارده می شوند، و در هر گام به پسِ خود، ویرانه ای از اعتقادات، باورها، ارزش ها، اعتمادها، امیدها، آرزوها، عشق ها، دوستی ها، همبستگی ها، و... برجای می گذارند. هراس بیشترم از این است که در آینده ای نه چندان دور: دهل زنی که از این کوچه مست می گذرد/ مجال نغمه به چنگ و چگور ما ندهد. بزرگترین آرزوی من، برگشت به نقطه ی صفر نوشتاری است که روزی روزگاری همه با هم بر در و دیوار شهر با خون خود نوشتیم: آزادی، ای خجسته آزادی.




ارسال نظر
نام :
ایمیل :
نظر :
کد تصویری :
لطفا کد نمایش داده شده را وارد نمائید. در صورت خوانا نبودن ، بر روی عکس کلیک نمائید.