باران:
حجت الاسلام سید محمد خاتمی با تأکید بر اینکه روح جامعه "عدل" است و عدل یکی از چهار فضیلت شهر مطلوب افلاطونی است که در کنار حکمت، شجاعت و خویشتن داری اهمیت دارد و عدالت در این میانه از همه اهمیت بیشتری دارد.
وی با اعلام اینکه امروز سخن بر سر آن نیست که باید برای احیای آن محله ها یا آن سنت ها به گذشته بازگشت و در گذشته زیست، گفت: سخن اصلی آن است که آن گونه معماری و شهر سازی پاسخ شایسته و در خور به نیاز زمانه خود بودند، اما آیا اکنون تناسبی میان این فضاهای کالبدی و شهری با نیازها و ضرورتهای این زمانه هست؟ بازگشت به هر سنتی نه مقدور است و نه مطلوب ، اما آیا گسیختگی از هویت و فرهنگ و تاریخ هم منجر به مدرن شدن و پاسخگویی به نیازهای انسان و جامعه مدرن می شود؟
رئیس مؤسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها تأکید کرد: نقد سنت و نه نفی آن در کنار نقد مدرنیته و نه نفی آن راهبرد مناسب برای عرصه های مختلف فرهنگی و اجتماعی و سیاسی ماست. می توانیم این راهبرد را در صورتی دیگر بیان کنیم و آن گفتگوی سنت و مدرنیته در حوزه های مختلف زندگی امروز است.
خاتمی با یادآوری اینکه گفتگوی فرهنگها معطوف به دو حوزه نظر و عمل است، گفت: حوزه نظر گفتگوی فرهنگها مفهومی برآمده از کوششی مستمر برای نزدیک شدن به حقیقت و دست یافتن به تفاهم است که طرفین آن نه موضوع شناخت که طرف مکالمه و شریک مبحث اند.
وی تصریح کرد: گفتگو به معنای شناخت دقیق جغرافیای فرهنگی جهان و داشتن نگاه نقادانه به "خود" و "دیگری"، اهتمام به میراث گذشته و در عین حال جدیت در کسب تجربه های تازه است و گفتگو بر سر الزامها و نیازهایی است گاه در متن زندگی امروز و فردای بشر است.
متن کامل سخنرانی خاتمی بدین شرح است:
به نام خدا
برگزاری نشست علمی ”شهر و گفت گو” را به عنوان گامی علمی در پیشبرد ایده گفت وگوی فرهنگ ها به فال نیک می گیرم و از حضور اندیشمندان ،هنرمندان،استادان و محققان گرانقدر ایرانی و غیر ایرانی در این همایش صمیمانه تشکر می کنم.
سال ها پیش که فرصت دوری نسبی از کارسیاسی اجازه داد تا با نگاهی فلسفی به اندیشه سیاسی غرب به اجمال بپردازم ،عنوان از دنیای ”شهر“ تا شهر ”دنیا“ را برای آن نگاه مناسب دیدم. علت آن بود که اوج گیری فلسفه را در یونان همزمان با دوران پیدایش وبسط و رونق نوعی زندگی سیاسی می دانند که با ”پولیس“ که در دیگر زبانهای اروپایی به سیته و سیتی و در فارسی به شهر ترجمه شد متقارن است.
”شهر“ یونان جنبه معنوی و سیاسی داشت و مظهر هویت انسان هایی است که در آن زندگی می کنند. اصالت با شهر است و فرد جزئی است در درون شهر و به یک معنی انسانیت انسان در متن شهر تحقق یا فضیلت می یابد . ”شهر“ دارای هویت اصلی است و بدون در نظر گرفتن آن، زندگی خوب بی معنی است.
فیلسوفان قدیم در معرفی شهر می گفتند که باید ”کافی با لذات“ باشد. یعنی کمال جامعه در این است که بتواند خود را اداره کند. به گفته ارسطو ”شهر خود کافی است و ایستاده برپای خویش“ شهر در نظر افلاطون امری است طبیعی نه مصنوعی و انسان طبعاً به زندگی در شهر گرایش دارد و کشش تکوینی و طبیعی او را به سوی زندگی جمعی می راند. علت تشکیل شهر از نظر او نیازهای طبیعی انسان است که در درجه اول جنبه مادی و اقتصادی دارد اما پس از آنکه جامعه تشکیل شد فراتر از اقتصاد ومادیت می رود. جامعه برای انسان است و انسان دارای حیثیتی فرامادی است لذا جامعه انسانی هم نمی تواند صرفاً دارای خصوصیت های مادی باشد.
روح جامعه ”عدل“ است و ”عدل“ یکی از چهار فضیلت شهر مطلوب افلاطونی است که در کنار حکمت، شجاعت و خویشتن داری اهمیت دارد و عدالت در این میانه از همه اهمیت بیشتری دارد. شهر عادل چون انسان عادل باید و می تواند بر خود حکومت کند و این البته تابع انضباط و نظم است که در باطن و در زوایای پنهان صلح وصفا ایجاد می کند و در آشکارا و در میان طبقات شهر هماهنگی. عدل حکم هارمونی در یک ارکستر را دارد، به تعبیری دیگر نسبت عدل با سایر اجزای شهر نسبت معمار با سایر کارکنانی است که در امر ساختمان دخالت دارند. چنین شهری به نظر افلاطون آنگاه زیبا می شود که خرد بر آن حاکم باشد و خرد نزد فیلسوفان است.
این شهر فلسفی اگر چه با مفهوم شهر به ویژه در ساخت معمارانه و جامعه شناسانه امروز آن تفاوت های روشن دارد، اما ناظر به جوهر و سرشت مشترکی نیز هست: شهر تنها تراکم جمعیت ها نیست، خود باید جامعه باشد. شهر در آنجا است که جامعه باشد و در آنجا تعلق و دلبستگی به وجود می آید، آشنایی صورت می پذیرد، و نوعی حیات جمعی به وجود می آید و کالبد آن روح پیدا می کند. شهری که حیات دارد ،تنها معبر نیست، محل زندگی است ، فضاهای آشنایی و تأمل در آن بسیار و معنی دار است. چنین شهری هم محل و هم موضوع گفت و گوست و نه تنها افراد که حتی فرهنگ ها می توانند در آن گفت گو کنند، ”محله“ بسازند و به اعتبار فرهنگ و حیات انعکاس یافته در محله با همدیگر زندگی کنند، ارتباطات میان فرهنگی به وجودآورند و تناسب با فرهنگ پویا و زایا خود دارای ساخت شهری شایسته و بایسته شوند.
گفت و گو در جهان واقعی از دل اجتماع های آشنا در می آید و اجتماع بستر و زمینه مناسب می خواهد بسیاری از شهرها و مناطق جدید آنها از آنجا که با تغییرات پرشتاب و با جابجایی های بسیار همراه اند و از مکان ها و امکان های گفت و گویی برای شهروندان برخوردار نیستند، نه تنها از گفت و گو و داد و ستدهای فرهنگی به دوراند، بلکه با شکنندگی ها و آسیب پذیری های شهری و توسعه ای نیز رو به رو می شوند.
خوشبختانه فضاهای معماری کهن ایرانی و اسلامی نمونه های هنرمندانه و حیات بخش فراوانی دارد از سازگاری بناها و کالبدهای زندگی با آن گونه نیاز های انسانی و اجتماعی که فیلسوفان و جامعه شناسان برای حیات شهروندی و شهروندان قائل بودند.
زندگی در محله های قدیم شهرهای ما از درون خانه تا محل کسب و کار و اجتماع های گوناگون محلی و شهری و زمینه ها و پایه هایی گفت و گویی داشت و در این گفت وگوها نه تنها ادراک ها و احساس ها بلکه نمادها و نشانه ها نیز شریک می شدند.
امروز سخن بر سر آن نیست که باید برای احیای آن محله ها یا آن سنت ها به گذشته بازگشت کامل و در گذشته زیست، سخن اصلی آن است که آن گونه معماری و شهر سازی پاسخ شایسته و در خور به نیاز زمانه خود بودند، اما آیا اکنون تناسبی میان این فضاهای کالبدی و شهری با نیاز ها و ضرورت های این زمانه هست؟ بازگشت به هر سنتی نه مقدور است و نه مطلوب ، اما آیا گسیختگی از هویت و فرهنگ و تاریخ هم منجر به مدرن شدن و پاسخگویی به نیازهای انسان و جامعه مدرن می شود؟
من بارها گفته ام نقد سنت و نه نفی آن در کنار نقد مدرنیته و نه نفی آن راهبرد مناسب برای عرصه های مختلف فرهنگی و اجتماعی و سیاسی ماست. می توانیم این راهبرد را در صورتی دیگر بیان کنیم و آن گفت و گوی میان سنت و مدرنیته در حوزه های گوناگون زندگی امروز است. از گفت و گوی میان جهان زیست های نو و کهن، خلاقیت و نوآوری و روایت های جدید و تاثیر گذار برای بهبود کیفیت زندگی انسان و جامعه کنونی در می آید و این ملموس ترین اثر و نتیجه گفت و گوی میان فرهنگ ها و تمدن هاست که من در عرصه های مختلف برآن اصرار داشته و دارم.
گفت و گوی فرهنگ ها معطوف به دو حوزه نظر و عمل است، حوزه نظر گفت و گوی فرهنگ ها مفهومی برآمده از کوششی مستمر برای نزدیک شدن به حقیقت و دست یافتن به تفاهم است که طرفین آن نه موضوع شناخت که طرف مکالمه و شریک مبحث اند. گفت وگو به معنای شناخت دقیق جغرافیای فرهنگی جهان و داشتن نگاه نقادانه به”خود“ و”دیگری“، اهتمام به میراث گذشته و در عین حال جدیت در کسب تجربه های تازه است و گفت و گو بر سر الزام ها و نیازهایی است گاه در متن زندگی امروز و فردای بشر است ”اما در حوزه عملی گفت و گوی فرهنگ ها ناظر به راهبردها و برنامه های عملی و اجرایی برای حل مسایل زندگی در جهان چند فرهنگی است. این گونه رویکرد به گفت و گوی فرهنگ ها می تواند هر حوزه ای از حوزه های زندگی روزمره شهروندان و جامعه امروز را در بر بگیرد و ظرفیت های جدیدی بر اساس پیش فرض های گفت گویی فرا روی مشکلات گوناگون حیات مادی بشر بگشاید.
تجربه مجمع جهانی اقتصاد در داووس سوئیس و تشکیل گروهC-100 از سوی پرفسور شوآب برای پرداختن به مسایل مهم و مبتلا به اقتصادی و اجتماعی جهان از منظر گفت و گوی فرهنگ ها و تشکیل نهادهای مختلف در سطوح ملی منطقه ای و بین المللی برای کاهش و رفع بحران ها و منازعات مذهبی، قومی ،نژادی، سیاسی و اجتماعی نمونه هایی از کاربردی شدن ایده گفت گوی فرهنگ هاست. به این ترتیب گفت و گوی فرهنگ ها نه یک مفهوم انتزاعی و دور از دسترس که مقوله درگیر با جدی ترین مسایل زندگی خود و جامعه به شمار می آید. گفت گوی فرهنگ ها از این زاویه رهیافتی واقع گراست که اگر چه جوهر و سرشت آن فرهنگی است اما به اعتبار نقش اساسی و قدرت فرهنگ محدود به عرصه فرهنگ نمی ماند و به وضوح و وفور آثار خود را در اقتصاد، سیاست ، اجتماع ، علم و هنر نشان می دهد.
این نوع نگاه نه تنها افق های دور را در هر حوزه به زمینه های زندگی روزمره نزدیک می کند، بلکه امکان گفت گو میان ساحت های مختلف جامعه و جهان ما را هم به وجود می آورد. در این گفت گوی فرهنگ ها می توان از مناظر مختلف فلسفی، اجتماعی، علمی، هنری و تجربی به پدیده های واحد نگاه و بر اساس آن گفت و گو کرد. ”شهر“ و ”گفت و گو“ خود مقوله ای از این دست است که درآن بتوانند اصحاب اندیشه و هنر و تجربه ”شهرجدید“ و نسبت آن را با گفت وگو موضوع گفت و گوی خویش قرار دهند. در این گفت وگوی فرهنگی می توان راههایی برای بهتر شدن زندگی در شهر و کاهش رنج ها و دشواری های زندگی جدید پیدا کرد و آنها را به عنوان برنامه هایی برای اقدام در مسیر بهسازی کالبدهای شهری به کاربرد اینکه برای مسایلی از این دست چه باید کرد وچه می توان کرد کار شما اندیشمندان و محققان و صاحب نظران عزیز و ارجمند است که امیدوارم تلاقی اندیشه ها و دیدگاههای شما سخن ها و راهبردهایی تازه را در این مسیر بیافریند. به آغاز و دوام و فرجام تلاش هایی از این دست سخت امیدوارم چون بر این باورم که برای پیشبرد اندیشه گفت و گوی فرهنگ ها باید بزرگ فکر کرد و از کوچک آغاز، ان شاء الله
این مراسم در چهار قسمت که قسمت نخست آن شامل مراسم افتتاحیه و بعد ازآن برگزاری سه نشست تخصصی است تا عصر امروز 24 آذرماه ادامه دارد.
نشست اول با موضوع احیا محله، و با سخنرانی مهندس زهره تفضلی، دکتر مهدی حجت، دینا پترسکیو، مهندس رضا پوروزیری و یارا شریف با موضوعات معماری، سخن شهر، در سطح شهر، دانش فضای شهری و ترمیم گسستها با گفت و گوی کنشهای روزمره برگزار میشود.
همچنین نشست دوم با موضوع روایتها و رویاها برگزار میشود که در آنها موضوعات رویای گروهی، گشتها و رویاها در شهر من، روایتها و رویاها و مدرنیتههای جایگزین با سخنرانی مهندس شادمهر راستین، ژان پیر بریگودیو، پرویز کلانتری و منهدس ترنج خوانساری مورد بحث قرار میگیرد.
در نشست سوم نیز موضوع محله و هویت با مدیریت سید احمد طباطبایی و با مباحث جستار هویت از طریق تعاملات همگانی با سخنرانی دکتر پرویز پیران، صداهای نیکوزیا: یک دوگویی با سخنرانی لورا انگلزو و سخنرانی دکتر ابوالحسن ریاضی بررسی میشود.
مدیر عامل موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها در این نشست اظهار داشت: «بازآفرینی و تقویت هویت فرهنگی شهر بر پایه گفت و گو میتواند برای شهری که تحت تاثیر رشد پرشتاب شهرنشینی و شهرسازی و تغییر سبکهای معماری محلهها و شهرها که امکان آشنایی و گفت و گو را از بین میبرد ، مثمر ثمر باشد.»
"هادی خانیکی" در نشست "شهر و گفتوگو گسترش گفت و گو با ایجاد، حفظ احیاء محله" عنوان کرد:«اندیشه برگزاری نشست شهر و گفت و گو که با مضمون گفت و گو با ایجاد ، حفظ و احیای محله صروت میگیرد به مرداد 85 بازمیگردد. این مساله از جمله علائق آقای خاتمی بود و بعدها به عنوان راهبرد مطرح شد که چطور گفت و گو را میشود با معماری پیوند داد.»
استاد دانشگاه علامه طباطبایی افزود: «در این نشست شناخت محله و احیای آن از طریق بحث و گفت و گو میان طراحان فضاهای شهری، معماران، جامعه شناسان و هنرمندان انجام میشود و پروژههای بزرگ تحقیقاتی و پایاننامهها بازخوانی و مورد بررسی قرار میگیرند.»
وی در ارتباط با موضوع احیای محله، روایتها و رویاها و محله و هویت که مباحث نشست نخست، دوم و سوم را تشکیل میدهند گفت: «آیا ترمیم شکافها و گسستهای موجود شهری با ایجاد شبکههای جدیدی که مبتنی بر زندگی و رفتارهای روزمره باشد ممکن است، آیا روایتها و رویاهای فرهنگی و هنری میتواند به احیای محله در ساختهای جدید کمک کند؟ و یا از طریق هویت بخشیدن به محله و ارتقای حس تعلق شهروندان این کار میسر است. »
خانیکی اظهار داشت: «در طول 6 ماه گذشته نشستهای کارشناسی و بررسی اثار نهایتا به این امر منتهی شد که از هشت سخنران از ایران و هفت سخنران از خارج ایران با تخصصهای معماری، جامعه شناسی و هنر دعوت کنیم تا در این همایش حضور به هم رسانده و ما را در دادن راهکار برای حل این معضلات یاری دهند.»
"فاطمه کاتب" به عنوان نسختین سخنران جمع، با اشاره به اینکه آمار افسردگی در دنیا رتبه چهارم را به خود اختصاص داده این آمار در کشورمان را بسیار بالا ذکر کرد .
وی افزود: «امروز در این نشست قصد داریم تا به همگان یادآور شویم که در شهرمان چه چیزهایی داشتیم و امروز به دلیل به هم ریختگی شهری و نبود محلات قدیمی و عطر یاسی که در کوچهها نهفته بودیم از آنها محروم ماندهایم.»
کاتب خاطرنشان کرد: «امروز در ساختمانهای مرتفعی زندگی میکنیم اما یکدیگر را نمیشناسیم و با هم صحبتی نمیکنیم . در داقع انسان قرن حاضر خانه گریز شده و آرامش و تامل را از دست داده است.امروز گرد هم آمدیم تا دلایل به سمت این افسردگی رفتن را شناخته و راه فرار از آنها را بیندیشیم.»
"گلزاری" نیز در مراسم افتتاحیه با بیان اینکه برای بوجود آمدن مکانهای گفت و گو با ایجاد هویت و تعلق ایا نقش معمار و هنرمند تنها بوجود آوردن سنبلهای تاریخی است، افزود:« محلهای ساده برای گفت و گو میتواند تعلق بوجود آورد.»
وی ضمن معرفی سخنرانان جلسه به حضار هدف از برگزاری سمینار را تعریف تازهای از نقش هنرمندان و بوجود اوردن شرایط جدید برای ایجاد گفت و گو دانست .




» خاتمی در نشست ماهانه باران: عدالت و آزادی دو مفهوم توامان هستند
» دکتر عبدالله ناصری: بهترین تاکتیک سکوت است