باران:
سیاوش جمادی: راستگویی و یکرنگی خاتمی اثبات شد
قضاوت درباره نیت آدمها اگر نه امری محال که دشوار است و من همواره تلاش کردهام از آن دوری کنم، اما در عین حال، معتقدم که گاهی بر پایه برخی مشاهدات میتوان قضاوتی قریب به واقعیت داشت. نمونه این بحث، سیدمحمد خاتمی است که در دوران 8 ساله ریاستجمهوری خود هیچگاه از مسیر صداقت خارج نشد و اکنون به پشتوانه همین شناخت میتوانیم درباره امروز و فردای او نیز قضاوت کنیم.
چنانچه چندی پیش در ضمیمه روزنامه اعتمادملی و درباره قانون اساسی کشور نوشتم، آقای خاتمی در دورانی که ریاست دولت را برعهده داشت، نسبت به اجرای قانون اساسی جدیت بسیاری نشان داد و خاصه آنجا که به حقوق مردم مربوط میشد، هیچ کوتاهی نکرد. او برخلاف بسیاری آدمهایی عمل کرد که داعیهدار نظام هستند اما با بیتوجهی نسبت به قانون اساسی ساختارهای نظام را سست میکنند. برعکس، خاتمی با وفاداری خود به قانون، مقابل تمامی این ساختارشکنیها ایستادگی کرد و این ادعا که امروز میگویند خاتمی ساختارشکنی کرد، جعل واقعیت است.
معتقدم، دفاع از اصل قانون و حقوق مردم نه تنها ساختارشکنی نیست، بلکه عین وفاداری به نظام است، البته اگر بپذیریم رکن رکین یک نظام حکومتی قانون اساسی است. اصلا وفاداری به نظام جز از طریق التزام به قانون اساسی اثبات نمیشود، مگر آنکه بخواهیم مفهوم «نظام» را جعل کنیم.
آقای خاتمی هیچ کاری نکرد، جز آنکه صادقانه درصدد اجرای قانون اساسی برآمد و تلاش کرد که این قانون به صورت واقعی و بالفعل اجرا شود، اما متاسفانه صداقت، راستگویی و یکرنگی او هیچگاه با فضای ستیزهآلود سیاست ایران سازگار نبود و این همه تهمت به او از همینجا ناشی میشود.
با این مقدمه میخواستم بگویم، انصراف سیدمحمد خاتمی از کاندیداتوری در انتخابات ریاستجمهوری پیش روی، نشان از صداقت و وفاداری او به عهد و قول خود دارد. صدالبته کنارهگیری او مایه تاسف هم هست، چرا که امید داشتیم رئیسجمهور آینده ایران از آزادیهای مصرح در قانون اساسی، بر حسب وظیفهای که قانون برای او تعیین کرده و خود نیز به اجرای آن سوگند خواهد خورد، دفاع کند.
کامبیز نوروزی: خاتمی میتوانست پیمانشکنی کند، اما نکرد
سخن گفتن از «سیاست» کاری دشوار است و دشوارتر از آن پرداختن به مسئله «اخلاق در سیاست»؛ سیاست ایجاب میکند که سیاستمداران گاه رفتاری در پیش گیرند مغایر با «اخلاق عمومی»، اما از سویی دیگر، آن گاه که موازین و معیارهای اخلاقی یک جامعه دستخوش بحران میشود، رعایت اخلاق در سیاست، عملی پیامبرانه است، چرا که کار پیامبران در ابداع معیارهای جدید اخلاقی و یا احیای معیارهای منسوخ اخلاقی خلاصه میشود.
من قصد اغراق و یا مبالغهگویی درباره شخصیت آقای خاتمی ندارم و چه بسا معتقدم در شرایط فعلی بهتر است که در صحنه انتخابات بماند، اما وقتی بحرانهای شدید اخلاقی در جامعه امروز ایران را رصد میکنم، از اخلاقگرایی آقای خاتمی به مفهومی دیگر میرسم؛ در جامعهای که بسیاری از ارزشهای اخلاقی دیگر محلی از اعراب ندارد، سیاستمداری ظهور میکند که به عهدش پایبند میماند. این کنش اخلاقی در ذات خود حاوی یک مفهوم سیاسی است؛ نمونهای است از یک رفتار اصلاحطلبانه. میدانیم که آقای خاتمی گفتهبود، یا من میآیم یا آقای موسوی. حال که آقای موسوی اعلام کاندیداتوری کردهاست، خاتمی خود را مقید به عهد و سخن خود میداند و میخواهد از کاندیداتوری در انتخابات انصراف دهد. این پایبندی به عهد در سیاست امروز ایران اهمیتی فراوان دارد.
من پیش از این بارها گفتهام که برای قضاوت درباره خاتمی نباید به کارهایی که کردهاست، توجه کنیم، بلکه باید این را بسنجیم که او چه کارهایی نکردهاست. ساختار قدرت در ایران به گونهای است که اجازه بسیاری از کارها را به دولتمردان میدهد. حال اگر دولتمردی این کارهای بسیار را نکند، به خودی خود عملکردش ارزشمند خواهد بود. خاتمی در تمام دوران 8 ساله ریاستجمهوری خود کاری در جهت سلطه بر مردم نکرد. او یکی از معدود سیاستمدارن ایرانیست که در طبقه فوقانی قدرت قرار داشت، اما منزلت خود را ابزاری برای سرکوب نکرد. قدرت در ایران همیشه تمایل به حفظ خود دارد و استفاده از هر شیوهای را نیز در این راه مجاز میداند، اما خاتمی برای حفظ این قدرت تمایلی از خود نشان نداد. خاتمی مطبوعات را تعطیل نکرد، احزاب را محدود نکرد، به حریم خصوصی آدمها تجاوز نکرد و... حال آن که در ایران تمام ابزار سلطه و آمریت در دست دولت است. حتی امروز هم با یکی دیگر از کارهای نکرده خاتمی مواجه هستیم. خاتمی میتوانست پیمانشکنی کند، اما نکرد؛ گرچه شخصا دوست داشتم او همچنان در عرصه انتخابات باقی میماند و هنوز هم امیدوارم شرایط حضور قدرتمندانه او فراهم شود.
منبع:سرو(پایگاه فرهنگ و هنر ایران)




» خاتمی در نشست ماهانه باران: عدالت و آزادی دو مفهوم توامان هستند
» دکتر عبدالله ناصری: بهترین تاکتیک سکوت است