به نام خداوند رحمتگر مهربان‏ ؛ ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم ؛ و از شب قدر ، چه آگاهت کرد ؛ شبِ قدر از هزار ماه ارجمندتر است ؛ در آن شب‏ فرشتگان ، با روح ، به فرمان پروردگارشان ، براى هر کارى که مقرّر شده است فرود آیند ؛ آن شب تا دَمِ صُبح ، صلح و سلام است‏* قرآن کریم
اخبار
 
مباني نظري جامعه جهاني اطلاعات* از : مهندس حجت اله مديريان
۲۲ آذر ۱۳۸۶
نظم نوين اينترنتي: نظمي كه محدود به مرزهاي ملي نيست و در سراسر جهان گسترش يافته و خواهد يافت. اين نظم ظهور جامعة مدني جهاني را نويد مي دهد و وافق روابط قدرت در مباحثه هاي بين المللي را كه اكنون در كارگاه هاي بزرگ مقرات گذاري شبكه هاي سراسر جهاني گشوده شده اند، مشخص مي نمايد. اين مباحثه هاي بين المللي موضوعات مهمي همچون حمايت از حرمت زندگي خصوصي، كنترل محتواها، حمايت از مصرف كننده ها، حقوق مؤلف و مالكيت معنوي، دسترسي به اطلاعات و كاهش شكاف ديجيتالي در استراتژي هاي توسعه را در بر مي گيرند.

info@modirian.net

مقدمه:

اجلاس جهاني جامعه‌ي اطلاعات ( WSIS) بزرگ‌ترين رويداد در مباحثات بين‌المللي حول تكنولوژي‌هاي اطلاعات و ارتباطات (ICT) طي ده سال گذشته بوده‌است. اين اجلاس طي يك دوره‌ي چهار ساله ( 2001 تا 2005)، زمان و منابع قابل ملاحظه‌اي را از سوي دولتها، سازمانهاي جامعه‌ي مدني و شركت ها جذب كرده است. اجلاس چهار سند را كه به تشريح آرمانهاي جامعه‌ي اطلاعات مي‌پردازد، و نيز چهارچوبي را برا ي مباحثات بين‌الملي در مورد سرمايه‌گذاري زيزساختها و زمامداري اينترنت  ارائه داد. اما اجلاس چندان مورد توجه همگاني قرار نگرفت و نتوانست بر شكاف پارادايمي ميان جهان تكنولوژي اطلاعات و توسعه‌ي بين‌المللي فائق آيد.

زمينه هاي شکل گيري جامعه اطلاعات

جامعه اطلاعات را مي‌توان از افق‌ها و منظرهاي متفاوتي مورد مطالعه قرار داد و طبيعي است كه تعريف ما از جامعه اطلاعات وابسته به موقعيت‌ ما و افق ديدمان متفاوت است. يك نوع نگرش به جامعه اطلاعات نگرش سياسي است بدين مفهوم كه جامعه اطلاعات را از نظر رابطه قدرت و ساختار قدرت مورد مطالعه قرار دهيم. در اين روش مي‌توان از سه نوع جامعه نام برد:

1ـ جامعه توده وار

2ـ جامعه مدني

3ـ جامعه اطلاعات

1ـ جامعه توده‌وار(Mass society) :

    براي شناخت جامعه‏ي توده‏وار بهتر است اول معني توده (mass) را مورد مطالعه قرار دهيم. واژه‏ي توده به دو معني با بار منفي و مثبت به کار برده شده است. در جوامع توتاليتر واژه‏ي توده  بار مثبت دارد چرا که توده جمعيتي بي‏شکل است که در خدمت قدرت مطلق درآمده و نه‏تنها مطيع اوامر چهره‏ي کاريزما است بلکه هم جهت با خواسته‏ها و اميال چهره‏ي کاريزما حرکت کرده و اعمال قدرت ‏مي‏نمايد. در اين تعريف مهمترين ويژگي توده آن است که فرديت از ميان رفته و همه‏ي مردم در يک جهت وحدت داشته و کل توده‏مردم به صورت يک واحد عمل مي‏نمايند. اين تعريف به خصوص در سنت استالينستي به معناي مردم معمولي و زحمت‏کش که براي تحقق اهداف جمعي سازمان يافته‏اند بسيار به‏کار برده مي‏شد و معني مثبت داشت. همين واژه در فرهنگ غرب از ديرباز به توده‏ي‏غوغاگر و اوباش اطلاق مي‏شده است، به ويژه توده‏ي‏مردم جاهل و بي‏اعتنا به قانون. به اين تعبير، در اين واژه فقدان فرهنگ، هوش و حتي خردمندي مستتر است. در فرهنگ ما نيز از ديرباز واژه‏ي عوام يا عوام‏الناس با بار منفي در مقابل افراد خردمند و حکيم به‏کار رفته است. در هر دو تعريف، معناي اصيل واژه‏ي mass ، مجموعه‏اي بي‏شکل است که تميز دادن اجزاي آن از يکديگر بسيار دشوار است و عدم وجود فرديت در جامعه‏ي توده‏وار بسيار نزديک به استنباط جامعه‏شناسان از اين واژه است. به خصوص آن‏گاه که به مخاطبان رسانه‏هاي جمعي اطلاق مي‏شود. در جوامع توتاليتر توده ويژگي‏هايي دارد که با توجه به اين ويژگي‏ها مي‏توان اين جوامع را از جوامع انقلابي تمييز داد:

در جوامع توتاليتر توده‏ بسيار بزرگ و بسيار پراکنده است و اعضايش غالبا يکديگر را نمي‏شناسند.
خودآگاهي و هويت خودي و قدرت نقد افکار خود و ديگران را ندارند و صرفا اطاعت مي‏کنند.
توده‏ها در جوامع توتاليتر از مجموعه‏ي مردمي تشکيل شده‏اند که مورد تحقير واقع شده و از عزت‏نفس برخوردار نيستند و به همين دليل هويت خود را در چهره‏ي کايزما يا حزب حاکم باز توليد مي‏کنند. (ديد گاه اريک فروم- گريز از آزادي)
قادر به عمل مشترک و سازمان يافته براي تحقق هدف خاصي نيستند و معمولا براي خود دست به حرکت نمي‏زنند بلکه عکس‏العمل نشان مي‏دهند و تحت تاثير رسانه‏هاي جمعي حاکم هستند.
    توده در حرکت‏هاي انقلابي ممکن است برخي ويژگي‏هاي فوق را با درجات کم و يا زياد داشته باشد ولي داراي انديشه و قدرت نقد است. به عنوان مثال در انقلاب ايران سال 57 مردم در حرکت توده‏وار عليه حکومت درجه بالايي از انديشه و نقد و تکثر را دارا بودند. اين تفکيک ضروري است چرا که نقد کردن نشانه‏ي حضور فرديت است و حضور فرديت در (mass society) منتفي است.

    در جوامع توده‏وار رسانه‏هاي جمعي مهم‏ترين نقش را ايفا مي‏کنند چرا که بايد توده‏ها را در جهت خواسته‏هاي کاريزما و يا حزب حاکم بسيج نمايند. نقش رسانه‏ها در اين جوامع اطلاعات‏رساني نبوده بلکه بيشتر براي تهييج مردم به‏کار برده مي‏شوند و اغلب از القاب دهن پرکني مثل زحمت‏کشان، ستم‏کشان و يا ارزش‏ها مثلا ارزش‏هاي کمونيستي براي فريب توده‏ها استفاده مي‏کنند. (اينياتسيو سيلونه- مکتب ديکتاتورها)

شيوه‏ي ارتباط در جامعه‏ي توده‏وار:

    شيوه ارتباط رسانه‏ها در جوامع توده‏وار شيوه‏ي دستوري است. اين شيوه که ريشه در تفاوت ميان فرستنده و گيرنده از لحاظ اختيار و اقتدار دارد، فرو دستي و وابستگي دومي را به اولي پيش فرض مي‏کند. رابطه نا برابر، يک‏سويه و نه چندان اختياري است. اگرچه، با توجه به اين که پيش‏ فرض ارتباط جمعي برابري و اختيار است، اين شيوه انحرافي به‏شمار مي‏آيد، اما به‏خاطر ضرورت‏هاي معين، مثلا آن‏گاه که رهبران سياسي مي‏خواهند با شهروندان سخن بگويند، اين شيوه حضور محدود خود را همواره حفظ مي‏کند و در مواقع بروز حوادث سياسي يا فرهنگي مهم که رساندن صداي مقامات مسئول يا کارشناسان به مردم توسط رسانه‏ها اولويت دارد، نيز بر ديگر شيوه‏ها سايه مي‏اندازد. همچنين ممکن است از آن براي راهنمايي يا تبليغات تجاري و سياسي بهره‏برداري کرد حتي اگر فرستند. از اختيارات رسمي براي دستور دادن برخوردار نباشند. (دنيس مک کوايل- درآمدي بر نظريه ارتباط جمعي).

    به طور خلاصه در جامعه‏ي توده‏وار ارتباط کاملا يک‏سويه است و ساختار قدرت در اين جوامع به سوي تمرکز قدرت، يکد‏ستي و يکساني محصولات و ايده‏ها تمايل دارد. مهم‏ترين ويژگي جامعه توده‏وار کاناليزه شدن و يک‏سويه شدن جريان اطلاعات از بالا به پايين است. 


2- جامعه‏ي‏مدني ( Civil Society)

    جامعه‏ي‏مدني مفهومي قديمي است و يکي از بحث انگيزترين و پيچيده‏ترين مفاهيم فلسفه سياسي است. اين مفهوم نخستين بار در ادبيات سياسي رم باستان به چشم خورد و بسياري از انديشمندان آن دوران مانند سيسرون اين عبارت را براي توصيف دولت شهري به‏کار مي‏بردند که به معناي چهارچوبي از قوانين نظم يافته است. در قرون وسطي جامعه‏ي‏مدني رومي به معناي "اجتماع سياسي افراد" بوده است و در 1677 بوسوئه‏ (Bossuet) در کتابي تحت "عنوان سياست به روايت کتاب مقدس" مي‏نويسد: "جامعه‏ي مدني، جامعه‏اي مرکب از انسان‏ها است که تحت لواي يک قانون و يک حکومت زندگي مي‏کنند."

    همزمان با بوسوئه، توماس‏هابز در کتابي به نام "شهروند" جامعه‏مدني را براي نخستين بار در معناي مدرن آن ارائه مي‏دهد. تا اين زمان مفهوم جامعه‏ي‏مدني از مفهوم دولت جدا نيست و منظور از جامعه‏ي مدني، جامعه‏ي سياسي است که در مقابل جامعه‏ي طبيعي قرار مي‏گيرد. ويژگي جامعه‏ي‏مدني در اين دوران سياسي بودن و غايت اصلي آن فرار از ترس و مرگ خشونت‏آميز و ايجاد صلح و آرامش است. لاک مفهوم جديدي را به جامعه‏ي‏مدني افزود. او معتقد بود که هدف از جامعه‏ي‏مدني حفظ مالکيت است يعني بعد اقتصادي جامعه‏مدني توسط لاک ديده شد.

    انديشه‏ي استقلال واقعي جامعه‏ي‏مدني در مقابل دولت را در آثار ژان‏ژاک‏روسو بايد جستجو کرد. روسو بين حاکميت و دولت فرق مي‏گذاشت. او دولت را به مفهوم کليه‏ي اتباع يک جامع تعريف مي‏کرد. جامعه‏ي مدني از ديدگاه روسو قلمرو حاکميت مالکيت خصوصي است. او در کتاب "سخناني درباره‏ي اصل و بنياد نابرابري در ميان انسان‏ها" مي‏نويسد: "پايه‏گذار واقعي جامعه‏ي‏مدني نخستين فردي است که تکه زميني را تصاحب کرد و گفت: "اين زمين مال من است."

    روسو، با پشت سر گذاشتن انديشه‏ي‏هابزي برابري ميان جامعه‏ي‏مدني و دولت، راه را براي انديشمندان سياسي معاصر خود هموار کرد.

    دانشمندان ديگري همچون آدام‏فرگوسن، برنار‏ماندويل، آدام‏اسميت و بنجامين‏کنستان به شرح و بسط جامعه‏ي‏مدني پرداخته‏اند. به نظر مي‏رسد نظريه‏ي بنجامين‏کنستان (Benjamin constant) از اهميت ويژه‏اي برخوردار باشد. به نظر کنستان روابط انساني موجد قوانين است، نه بالعکس. بنابراين بخشي از هستي بشري خارج از قلمرو سياسي دولت قرار مي‏گيرد و جامعه‏ي‏مدني تجلي‏گاه حقوق و آزادي‏هاي مدني است، به گفته‏ي کنستان بهره‏مندي از استقلال فردي و خصوصي از جمله والاترين آزادي‏هاست، که خارج از هرگونه رقابت اجتماعي و حاکميت سياسي مطرح مي‏شود. به نظر کنستان مسئله اصلي در تفاوت برداشت ميان قدما و متجددين از مفهوم آزادي است. زيرا از نظر او گسستي که در عصر جديد ميان فضاي عمومي و فضاي خصوصي ايجاد شده، هرگونه بازگشتي را به نظريه‏ي دموکراسي بلاواسطه و بدون ميانجي غير ممکن مي‏سازد. هدف کنستان بيش از اين‏که ممانعت از دخالت دولت در امور جامعه‏ي‏مدني باشد، راه‏يابي در جهت خود ساماندهي جامعه‏ي‏مدني است. کنستان آزادي‏هاي سياسي و آزادي‏هاي مدني را مکمل يکديگر مي‏داند و مهم از نظر او ترکيب اين دو است.

    سومين و مهم‏ترين تحول و تغيير در مفهوم مدرن جامعه‏ي‏مدني را در فلسفه سياسي هگل مي‏يابيم. بسياري از فيلسوفان سياسي عصر امروز هگل را پايه‏گذار اصلي انديشه‏ي مدرن و کنوني جامعه‏ي‏مدني مي‏شناسند. هگل از ديدگاه اقتصادي جامعه‏ي‏مدني را با صفت "بورژوايي" معرفي و مورد بررسي قرار مي‏دهد. او در پاراگراف 190 اصول فلسفه حق مي‏نويسد: "در حق موضوع شخص است، در خانواده موضوع عضو خانواده است و در جامعه‏ي‏مدني موضوع بورژوا است."

    او جامعه‏ي‏مدني را "دولت‏بيروني" يا "دولت‏شعور" مي‏نامد و آن‏را در مخالفت با دولت عقلاني و آرماني قرار مي‏دهد که از نظر او مرحله اخلاق عيني است. بنابراين مرکز ثقل حقوقي- سياسي جامعه‏ي‏مدني تنها در اصل دولت قرار دارد. بدين‏سان دولت بنياد ارگانيک جامعه‏ي‏مدني است و جامعه‏ي‏مدني از ديدگاه هگل، دولتي است که بايد از منافع خصوصي افراد دفاع کند. به نظر هگل رقابت موجود در جامعه‏ي‏مدني، هيچ‏گاه قابليت تبديل شدن به يک وحدت عقلاني و مفهومي را ندارد ولي جامعه‏ي‏مدني براي ضخامت امنيت و اتحاد خود محتاج به ايجاد نهاد ارتباطي است که موجب تحول و پيشرفت کنش اجتماعي شود. از نظر هگل، تنها سازمان صنفي است که قادر به اجتماعي کردن فرد در جامعه‏ي‏مدني و جلوگيري از زوال او در جزئيت خويش مي‏باشد. بدين گونه، روحيه اجتماعي که در يک سازمان صنفي موجود است، موجب جدايي فرد بورژوا از اهداف خودخواهانه و سودجويانه‏اش و نزديکي او به قلمرو سياسي دولت است. پس مي‏توان گفت که از ديدگاه هگل سازمان صنفي نهادي اجتماعي است که لحظه گذر منطقي- حقوقي از جامعه‏ي‏مدني به دولت را فراهم مي‏آورد.

    مارکس شاگرد هگل نيز به جامعه‏ي‏مدني توجه خاصي داشت و از جامعه‏ي‏مدني به عنوان شرايط مادي زندگي افراد اجتماع ياد مي‏کرد. از ديدگاه مارکس دولت بنياد جامعه‏ي‏مدني نيست، بلکه به عکس، جامعه‏ي‏مدني است که به دولت پايه و اساس مي‏دهد. به گفته‏ي مارکس جامعه‏ي‏مدني بورژوايي حاصل واقعي مدرنيته است، چون به فرد به عنوان فاعل ذهني اجازه‏ي تبلور يافتن را مي‏دهد و با تاکيد برخود مختاري جامعه‏ي سياسي در مقابل دولت، فضاي مساعدي را براي شکل‏گيري روابط خصوصي آماده مي‏کند. مارکس جدايي دولت از جامعه‏ي‏مدني را پايه و اصل از خود‏بيگانگي تلقي مي‏کند. همچنين از نظر مارکس جدايي بين جامعه‏ي‏مدني و دولت موجب جدايي ديگري ميان "انسان‏خصوصي" (فرد خودخواه و سودجوي جامعه‏ي بورژوايي) و "انسان‏عمومي" (شهروند جامعه‏ي‏مدني) مي‏شود. او علت جدايي ميان "انسان‏عمومي" و "انسان‏خصوصي" را در ويژگي خاص اقتصادي و سياسي جامعه‏ي‏مدني سرمايه‏داري مي‏بيند.

    يورگن‏‏هابرماس که يکي از مارکس شناسان برجسته‏ي امروز اروپاست موضع گيري‏هاي فلسفي را از نتايج سياسي که آن‏ها به دنبال دارند، جدا نمي کند. از نظر‏هابرماس براي دست يافتن به فضاي عمومي، نيازي به براندازي و فروپاشي خشونت آميز جامعه بورژوايي نيست و او بر خلاف مارکس توجه بيشتري به نهادهاي دموکراتيک درون جامعه بورژوايي مي‏کند. در عوض، آن چه که از نظر‏هابرماس مي‏بايست در جامعه‏ي بورژوايي مورد انتقاد قرار گيرد، فرايند دوباره فئودالي شدن فضاي عمومي از طريق احزاب سياسي و دستگاه‏هاي ارتباط جمعي است.

    به نظر ‏هابرماس تحول سرمايه‏داري تجاري در قرن شانزدهم، همراه با اشکال نهادي و در حال تغيير قدرت سياسي، شرايط ظهور جديدي از حوزه‏ي عمومي را در اوايل اروپاي مدرن به‏وجود آورد. در اين مضمون، معناي (اقتدار همگاني) آغاز به جا به جايي کرد، يعني کمتر به حوزه‏ي زندگي با نزاکت روي آورد و بيش از پيش به فعاليت‏هاي يک نظام حکومتي که از نظر قانوني حوزه‏هاي صلاحيت قضاوت و انحصار استفاده‏ي مشروع از خشونت را معين کرده بود، متمايل شد. همزمان با اين امر، (جامعه مدني) به عنوان حوزه‏ي روابط اقتصادي خصوصي که تحت حفاظت اقتدار همگاني استقرار يافته بود، سر برآورد. قلمرو (خصوصي) بدين‏گونه، هم از حوزه‏ي رو به گسترش روابط اقتصادي و هم از گستره‏ي صميمانه‏ي روابط شخصي که به طور فزاينده‏اي از فعاليت‏هاي اقتصادي جدا و رها شده و در نهاد خانواده‏ي زن و شوهري به استواري جاي گرفته بود، تشکيل مي‏شد. بين قلمرو اقتدار همگاني (عمومي) با دولت از يک‏سو، و قلمرو خصوصي جامعه‏ي مدني و روابط شخصي از سوي ديگر، حوزه‏ي جديدي از عامه پديدار شد؛ يک حوزه‏ي عامه‏ي بورژوا مرکب از افراد معمولي که گردهم آمده بودند تا قواعد جامعه مدني و شيوه رفتار حکومت را بين خودشان به بحث و جدل بگذارند. اين حوزه‏ي همگاني ديگر بخشي از حکومت نبود، بلکه برعکس، حوزه يا زمينه‏اي بود که طي آن با فعاليت‏هاي حکومت مقابله مي‏شد و آن را با انتقاد مواجه مي‏کرد. رسانه‏ي اين تقابل خود اهميت خاصي داشت و آن استفاده‏ي همگان از خرد و استدلال بود، آن‏گونه که افراد معمولي دخيل در بحثي که اصولا آزاد و بدون محدوديت بود، آن را زبان‏آور مي‏کردند.‏‏هابرماس در بررسي پديد آمدن حوزه‏ي عامه‏ي بورژوا، اهميت خاصي براي ظهور مطبوعات گاهنامه‏اي قايل مي‏شود. نشريات انتقادي و هفته‏نامه‏هاي اخلاقي که در اواخر سده‏هاي هفدهم و هجدهم در اروپا پديدار شد، عرصه‏ي تازه‏اي براي رهبري مناظره‏ي همگاني پديد آورد. در حالي که اين نشريات اغلب در اصل به عنوان مجلات ويژه‏ي نقد ادبي و فرهنگي ظهور کرده بودند، ولي به گونه‏اي فزاينده دلمشغول مسايل کلي‏تري شدند که اهميت اجتماعي و سياسي داشت. علاوه بر اين، انواع مراکز جامعه پذيري (اجتماعي شدن) در شهرها و شهرک‏هاي اروپاي مدرن نمايان شد. از جمله‏ي اين مراکز، ميخانه، تماشاخانه و قهوه‏خانه‏هايي بود که از حدود اواسط قرن هفدهم به اين سو، به صورت مکان‏هاي بحث و محيط اجتماعي درآمد که نخبگان تحصيل کرده مي‏توانستند در آن جا با يکديگر و نيز با اشراف بر مبناي کم و بيش برابر (با توجه به اختلاف طبقه‏ و مراتب اجتماعي) تعامل داشته باشند.

    بخشي از استدلال‏‏هابرماس اين است که بحث‏هاي انتقادي برخاسته از نشريات گاهنامه‏اي، سرانجام تاثيري دگرگون کننده بر شکل نهادي حکومت‏هاي مدرن داشته است. از آن‏جا که مجلس نمايندگان به صورت دائمي در برابر رسانه‏اي چون بحث آزاد مورد خطاب واقع مي‏شد، به طور فزاينده در معرض بازرسي و موشکافي بود و سرانجام هم از حق خود در جلوگيري از انتشار مفاد جلسات خود صرف‏نظرکرد. همچنين، پاسخگويي و واکنش مجلس نمايندگان در برابر مطبوعات بيشتر شد و رفته رفته نقشي سازنده در شکل‏گيري و تبيين افکار عمومي ايفا کرد. اين و ديگر تحولات از اهميت چشم‏گيري برخوردار بود؛ همه‏ي آن‏ها شاهدي ماندني بر نفوذ سياسي حوزه‏ي عامه‏ي بورژوا، و نيز نقشي است که شکل دهي به حکومت‏هاي غربي ايفا کرده است، اما ‏هابرماس اين استدلال را نيز به ميان مي‏کشد که حوزه‏ي عامه‏ي بورژوا در شکل خاصي وجودي‏اش در قرن هجدهم، ديري نپائيد.    (1)

تاکيد‏هابرماس بر مطبوعات گاهنامه‏اي اوايل قرن هجدهم به دليل توجه خاص‏هابرماس به نقد و بحث‏هايي است که مي‏خواست در انديشه حوزه همگاني (عامه) بگنجاند. تامپسون در کتاب رسانه‏ها و مدرنيته بطور مفصل اين انديشه‏هابرماس را مورد نقد قرار داده است، ولي آنچه بديهي است توجه به حوزه‏ي عامه يکي از مفاهيم مهم در جامعه مدني است. به همين منوال مي‏توان حضور زنان و توجه خاص انديشمندان فمينيست مثل (Joan Landes) به خصلت جنسي حوزه‏ي عامه را موردتوجه قرار داد. ميشل فوکو در کتاب تاريخ جنسيت به وضوح نشان مي‏دهد که بورژوازي حتي جنسيت ما را تعريف مي‏کند. توجه خاص فوکو به تاريخ جنسيت، چه در دوره پيشا‏مدرن چه در دوره مدرن، قابل تامل است. جون لندس که توجه خود را بر فرانسه در فاصله زماني سالهاي 1750 و 1850 معطوف کرده، چنين استدلال کرده که طرد زنان از حوزه‏ي عامه، تنها نوعي شرايط تاريخي حادث نبوده است، بلکه قوام بخش همين پنداشت حوزه‏ي عامه، آن گونه که در بحث‏هاي سياسي آن زمان تبين مي‏شد، قرينه و هم نماد حوزه خصوصي از لحاظ هويتن جنسي بود. در واقع آنچه بصورت نهادي بر زنان اعمال قدرت مي‏نمود و آنان را به انزوا مي‏کشاند، چيزي جز توافق عامه بر عقل کل بودن مردان و سبکسري زنان نيست.

شايد ريشه اين توافق در اين باشد که مردان قدرت دارند زنان را باردار کنند ولي زنان قدرت باردار کردن مردان را ندارند. (اشاره به مقاله امبرتو اکو در رابطه با زبان- قدرت- نيرو) در آن زمان و شايد در همين زمان حوزه عمومي را معمولا به عنوان قلمرو عقل و کليتي مي‏دانستند که مردان به شکلي منحصر‏به‏فرد در آن آمادگي شرکت دارند، در حالي‏که زنان گويا با توجه به گرايششان به جزئيت و صحبتهاي پرتکلف و سبکسرانه، معمولا بيشتر مناسب زندگي خانوادگي محسوب مي‏شدند. از همين رو خصلت مذکر حوزه‏ي عامه بورژوا يک جنبه يا ويژگي تصادفي نبود، اين خصلت ويژگي بنيادي حوزه‏ي عامه بود که از لحاظ مفهوم و پنداشت، از مجموعه تصوراتي عميقا ريشه دار درباره تفاوت‏هاي جنسي شکل گرفته بود. 


(1) رسانه‏ها و مدرنيته- جان ب تامپسون ص 89
 


    موضوع حذف زنان فقط مربوط به حوزة عمومي بورژوا نيست بلكه اين موضوع ريشه در اعماق تاريخ دارد. در اين رابطه مي توان به ”اگورا“ مكان مقدسي كه در دل دولت شهرهاي يونان تولد دموكراسي را نويد مي دهد اشاره كرد. ”اگورا“ مرجع اصلي تمام بينش هاي فلسفي، آرمان هاي اجتماعي و سياسي است كه ابداع فناوري هاي ارتباطي را همراهي نموده است. اگورا يا مجمع رومي ها، تنديس هاي ميدان عمومي شهر و يا روستا و هر جايي كه همة اهالي يكديگر را پيدا مي كنند و با يكديگر به بحث و گفتگو مي نشينند را تداعي مي كند. مجموعه تصاويري كه بدون ترديد مظهر معنوي برگرفته از دنياي فناوري هاي يونان باستان است. از قديمي ترين تصاوير گرفته تا اين اواخر، تصاويري از دنياي مجازي و ماوراء كيهان وام دار تفكراتي هستند كه اگوراي يوناني برانگيخته است. ولي آنچه در ميان اين تصاوير جايي ندارد زن يوناني است. زيرا زن يوناني همانند يك برده و يا يك خارجي در اگورا جايي براي ابراز وجود نداشته است و اگورا، اين تصوير نمادين آزادي و دموكراسي براي ما يادآور حذف زنان از اجتماع مي باشد. از زمان يونان باستان تا كنون اين انديشه مرد سالارانه كه گويا هر فناوري جديدي اساساً مردانه است و كم و بيش براي جنس مؤنث ممنوع! رواج داشته است و اين مطلب را شايد زنان بيش از مردان باور داشته باشند!!!

    به هر حال باز كردن اين بحث يعني ستم مضاعف نسبت به جنس زن و تبعيض جنسيتي خوشبختانه در آثار منقدين دوران معاصر چه فمينيست و چه غير فمينيست پر رنگ تر از گذشته است و آثار آن را مي توان در بيانية اصول و طرح عمل اجلاس WSIS  مشاهده نمود. در ادامه نسبت به اين موضوع بيشتر خواهم پرداخت. همانگونه كه اشاره شد هابرماس نيز به نوبه خود اين ويژگي حوزه عمومي بورژوا و شايد بتوان گفت به تبع آن جامعة مدني را مورد بررسي قرار داده است.

    اگرچه ويژگي مردانه بودن يكي از مشخصه هاي دورة پيشامدرن است ولي آثار آن هنوز هم ادامه دارد.

پيش به سوي جامعة مدني جهاني
    در سالهاي اخير شاهد كاربرد امكانات جديد ارتباطي در جهت گسترش اعتراض هاي اجتماعي در سطح جهاني، ظهور و توسعة نخستين سازمانهاي غير دولتي به مثابة بازيگران جامعة نوين مدني، در سالهاي دهة 1970 بوده ايم. در همين زمان بود كه اين سازمانها در اولين فعاليتهاي خود براي خدمت به آرمانهاي اجتماعي و انساني معاصر (حقوق بشر، محيط زيست، آسيب رساني هاي شركتهاي فرا مليتي به كشورهاي جهان سوم) فرمول معروف ”جهاني فكر كردن و محلي عمل نمودن“ (Tink Globally, Act Locully)  را مطرح نمودند و در تدارك استراتژي ارتباطي خويش در برابر افكار عمومي، حكومت ها و مؤسسات اقتصادي و تجارتي، آن را بكار بستند. نمونه هاي مهم اين سازمان دهي پيشگام، سازمان عفو بين الملل، صلح سبز و سازمان بين المللي اتحاديه هاي مصرف كنندگان، هستند. همچنين مي توان از استفادة گستردة گردهمايي مخالف جهاني سازي از امكانات اينترنتي، جهت سازماندهي اعتراض عليه جهاني سازي را نام برد.

    يكي از موارد مشهور كاربرد اينترنت در جهت مبارزة ضد دولتي، كه تا بحال سابقه نداشته موفقيت هواداران مبارزان سرخ پوستان مكزيكي است كه توانستند مبارزات سرخ پوستان را با كمك مبارزان سراسر جهان، بوسيلة اينترنت از محبوبيت و حمايت فراوان برخوردار سازند. به اين ترتيب ”جنگ شبكه اي“ يا جنگ ”جنگ شبكه ها“ ، با توجه به طرف نظامي مقابل آن به صورت يك جنگ سيبرنتيك (رايانه اي) در آمده است.

    همة اين ها نشان از يك نظم نوين اينترنتي دارد نظمي كه محدود به مرزهاي ملي نيست و در سراسر جهان گسترش يافته و خواهد يافت. اين نظم ظهور جامعة مدني جهاني را نويد مي دهد و وافق روابط قدرت در مباحثه هاي بين المللي را كه اكنون در كارگاههاي بزرگ مقرات گذاري شبكه هاي سراسر جهاني گشوده شده اند، مشخص مي نمايد. اين مباحثه هاي بين المللي موضوعات مهمي همچون حمايت از حرمت زندگي خصوصي، كنترل محتواها، حمايت از مصرف كننده ها، حقوق مؤلف و مالكيت معنوي، دسترسي به اطلاعات و كاهش شكاف ديجيتالي در استراتژي هاي توسعه را در بر مي گيرند.

    اجلاس WSIS محل ظهور رسمي و توافق بين المللي پيرامون مباحث فوق بود كه به شرح مباحث مطرح شده در آن مي پردازيم.
 


بطور خلاصه ميتوان گفت در جامعه مدني ساختار قدرت به سمت عدم تمركز و توزيع قدرت تمايل دارد. جامعه مدني جامعه‌اي نقاد است و ابزار انتقال نقد در جامعه مدني رسانه است. اگرچه جامعه مدني گرايش زيادي به نقد دارد ولي محدوديتهاي تكنولوژي تا قبل از دهه 90 باعث شده بود كه جريان اطلاعات خاصيت يكسويه بودن خود را حفظ نمايد. راديو، تلويزيون وسينما ونشريه به عنوان رسانه‌هاي شاخص جامعه مدرن بصورت مونولوگ ارتباط برقرار مي‌كنند و بيننده، شنونده و يا خواننده نمي‌تواند بصورت بلادرنگ نظر و ديدگاهش را منتشر كرده و در دسترس ديگران قرار دهد.

شايد اين ويژگي يعني علاقه جامعه مدني به نقادي و محدوديت‌هاي تكنولوژيك و ساختاري مهمترين دليل گرايش رسانه‌ها و نهادهاي جامعه مدني به جامعه اطلاعات است.

3ـ جامعه اطلاعاتي
اگرچه جامعه اطلاعاتي هنوز بطور جدي شكل نگرفته ولي مي‌توان يكي از مهمترين ويژگي‌هاي آن را ارتباط ديالوگ جريان اطلاعات دانست. در جامعه اطلاعات مهمترين ابزار انتقال اطلاعات، اينترنت است كاربران اينترنت علاوه بر خواندن و ديدن و شنيدن مي‌توانند بلافاصله نقد نموده و ديدگاههايشان را منتشر نمايند. در جامعه اطلاعات ويژگي فاشيستي رسانه‌هايي مثل راديو و تلويزيون كم رنگ شده و جنبه‌هاي دموكراتيك رسانه اينترنت پررنگ‌تر شده است. طبيعتا ساختار قدرت سياسي نيز تحت تاثير اين رسانه قرار خواهد گرفت.

مي‌توان پيش بيني كرد كه در جامعه اطلاعات نيازي به نمايندگي براي انتخابات نيست و هركس مي‌تواند از طريق Voting در راي گيري اينترنتي شركت نموده و مستقيما نظرش را بيان نمايد. به بيان بهتر، فرديت انسان در جامعه اطلاعات كامل‌تر مي‌شود و آرمان دموكراسي براي بشر راديكال‌تر خواهد شد.

تعاريف و تقسيم بندي‌هاي ديگري نيز مي‌توان براي جامعه اطلاعات يافت بعنوان مثال وبستر (F.Webster) نويسنده كتاب نظريه‌هاي جامعه اطلاعات پنج تعريف را كه هر كدام معياري براي تشخيص جامعه نو عرضه مي‌كنند ارائه نموده‌ است كه عبارتند از:

1ـ تكنولوژيك

2ـ اقتصادي

3ـ شغلي (occupational)

4ـ مكاني (spatial)

5ـ فرهنگي

1ـ در تعريف تكنولوژيك از جامعه اطلاعات بر جوهر انگاري براي تكنولوژي ارتباطات (hypostatization) تاكيد شده است وبستر تعريف تكنولوژيك از جامعه اطلاعات را بيشتر مورد توجه قرار داده و به نقد آن پرداخته است بعنوان مثال اينكه چگونه ممكن است چيزي را به عنوان پديده‌اي غيراجتماعي (تكنولوژيك) مدنظر قراردهيم وسپس بگوئيم دنياي اجتماعي را تعريف مي‌كند؟ او همچنين پارادوكس‌هاي تعريف مبتني بر تكنولوژي از جامعه اطلاعات را يادآور شده است. مثل اينكه ما به چه مقدار تكنولوژي اطلاعات نيازمنديم تا يك جامعه اطلاعات مشخص شود؟

2ـ در تعريف اقتصادي از جامعه اطلاعات به اقتصاد اطلاعات توجه شده است. فريتز مچلوپ (Fritz Machlup) نظريه پرداز اقتصاد اطلاعاتي 5 گروه صنعتي عمده را مشخص كرد كه عبارت بودند از:

الف ـ آموزش و پرورش (مدارس، كتابخانه‌ها، دانشكده‌ها و…)

ب ـ رسانه‌هاي ارتباطي (راديو، تلويزيون، تبليغات بازرگاني و…)

ج ـ ماشين‌هاي اطلاعاتي (تجهيزات رايانه‌اي، ابزارهاي موسيقي و…)

دـ ساير فعاليتهاي اطلاعات (پژوهش و توسعه، فعاليتهاي عام المنفعه و…)

كار با اين نوع از مقولات، اين امكان را فراهم مي‌آورد كه براي هر يك از آنها ارزشي اقتصادي قائل شده به مبحث سهم هر يك در توليد ناخالص ملي (GNP) وارد شويم. اگر اين روند به عنوان بخشي از افزايش توليد ناخالص ملي به شمار آيد پس شايد بتوان ادعاي ظهور اقتصاد اطلاعات را در طول زمان مطرح كرد.

3ـ يكي از معيارهاي متداول در اعلام ظهور جامعه اطلاعات، معياري است كه بر مسئله تغييرات شغلي متمركز مي‌شود. به سادگي گفته مي‌شود از هنگامي كه مشاغل اطلاعاتي به وجه غالب در ميان مشاغل موجود تبديل مي‌شوند، ما به جامعه اطلاعات دست مي‌يابيم. يعني از زماني كه تعداد كاركنان ادارات، آموزگاران، قضات و هنرپيشگان بر تعداد معدنچيان، فلزكاران، كارگران بنادر و كارگران ساختماني فزوني گرفته‌اند جامعه اطلاعات فرا رسيده است.

4ـ در تعريف مكاني از جامعه اطلاعات، تاكيد عمده بر روي شبكه‌هاي اطلاعاتي‌اي است كه مكانهاي جغرافيايي را به يكديگر پيوند مي‌دهند و در نتيجه آثار شگفت انگيزي بر سازمان زمان و مكان دارند.

اين موضوع كه چرا حجم و سرعت بيشتر جريان اطلاعاتي بايد ما را وادارد تا به وجود گونه جديدي از جامعه بينديشيم توجه ما را به دل مشغولي خاص جغرافي دانان به مكان جلب مي‌كند همه چيز در مكانهاي ويژه و زمانهاي خاص رخ مي‌دهد، اما ويژگيهاي مكان و زمان با اختراع جامعه شبكه‌اي دگرگون شده است. زمان و مكان به مدد تكنولوژي ارتباطات و گسترش شبكه‌هاي اطلاع رساني منقبض شده‌اند. اين (منقبض كردن زمان/ فضا) بنابر گفته آنتوني گيدنز، براي شركتها، دولتها و حتي افراد، گزينه‌هايي را كه تا كنون دست نيافتني بوده‌اند فراهم مي‌كند.

5ـ تصور نهائي از جامعه اطلاعات، شايد با كمترين محاسبه به سادگي مورد تاييد قرار گرفته باشد. هر يك از ما با توجه به وضع زندگي روزمره خود متوجه شده‌ايم كه از نظر حجم اطلاعات در گردش، افزايش شگفت آوري رخ داده است. تعداد كانالهاي راديو و تلويزيون افزايش يافته و 24 ساعته شده اند. ماهواره‌ها با قدرت دريافت هزاران كانال تلويزيون در اغلب خانه‌ها حضور دارد. ويدئو، كامپيوتر و اينترنت درب منازل را كوبيده‌اند و وارد اغلب منازل شده‌اند. همه اينها بر اين حقيقت گواهي دارند كه ما در جامعه‌اي سرشار از رسانه‌ها سكونت داريم، اما خصيصه‌هاي اطلاعاتي دنياي امروز، از آن چيزي كه فهرست كردن صرف چند سيستم رسانه‌اي مانند تلويزيون، راديو و امثالهم آن را نشان دهد كاملا نافذتر است.

اين نوع فهرست بندي‌ها صرفا به ما مي‌فهمانند كه رسانه‌هاي مدرن ما را در بر گرفته‌اند. در حالي كه موضوع مهم براي ما پيامهايي است كه آنها منتشر مي‌كنند و اينكه ما به آنها پاسخ مي‌دهيم يا آنها را ناديده مي‌گيريم. در حقيقت محيط اطلاعاتي به مقدار زيادي از ما معنا مي‌گيرد و توسط ما ساخته مي‌شود و نه آنچه كه اين نظريه-‏ها توصيف مي كنند.

بشر امروزه با دريايي از اطلاعات، نمادها و نشانه‌ها مواجه شده است. و شايد اين انفجار بزرگ اطلاعات است كه برخي از نويسندگان و فيلسوفان را به صورتي پارادوكسيكال به اعلام مرگ نشانه‌ها واداشته است. يورش رعد آساي نشانه‌ها در اطراف ما، خودآرايي مان با نشانه‌ها و ناتواني درگريز از نشانه‌ها در همه جا، به سرانجامي شگفت آور مي‌انجامد، ويراني معنا !. بقول ژان بودريار، اكنون اطلاعات افزون و افزونتر و معناي آن كم و كمتر شده است و بقول مارك پوستر در اين جامعه اطلاعاتي، ما داراي مجموعه‌اي از معاني هستيم (كه) در ارتباطات مبادله مي‌شوند (اما) مفهومي ندارند.

اجلاس سران جهان درباره جامعه اطلاعاتي

    مجمع عمومي سازمان ملل، در دسامبر سال 2001 قطعنامه 381/65/RSE/A را در مورد سازمان اجلاس جهاني جامعه اطلاعات (WSIS) تصويب نمود که بر اساس آن کوفي عنان دبيرکل سازمان ملل، همراه با ITU که نقش راهنما و سرپرست را با همراهي سازمان هاي UN و کشورهاي ميزبان بر عهده دارند، اين اجلاس را برگزار کنند. سرچشمه اين اجلاس قطعنامه 73 کنفرانس سران تام الاختيار ITU بود که با مشورت با آژانس هاي UN و موافقت آن ها، به اين نتيجه رسيدند که نياز به اجلاسي جهاني درمورد جامعه اطلاعات وجود دارد. بخش اداري ITU در نشست سال 2001 تصويب کرد که اين اجلاس را در دو مرحله اجرا نمايد:

ژنو از 12-10 دسامبر سال 2003
تونس سال 2005
    در اجلاس ژنو بيش از 50 رئيس جمهور و نخست وزير از 176 کشور جهان (در سالن شماره يک) و حدود 11047 شرکت کننده از 970 سازمان رسانه اي و3 نهاد مختلف در (PalexPo) شرکت داشتند.

آقاي خاتمي، رياست جمهور وقت ، نهمين سخنران بود و در بعدازظهر روز اول (19/9/82) سخنان مبسوطي را در زمينه جامعه اطلاعات و ارتقاي آن به جامعه دانش مدار، ضرورت رفع شكاف ديجيتالي و گفت وگوي فرهنگ‌ها، مذاهب وتمدن‌ها در چنين جامعه‌اي ايراد نمود.

مفاهيم مطروحه در اين سحنراني از اين قرار بود :

رنج تاريخي انسان از وجود فاصله‌ها و جدايي‌ها در حوزه‌هاي مختلف معرفت ، ورود به جامعه اطلاعات به عنوان فرصتي نو براي همه مردم جهان درجهت تبادل اطلاعات در جامعه اطلاعاتي و تكيه به گفتگو براي کم كردن فاصله‌ها , ضرورت گفت و گوي تمدن ها در عصر مجازي , تنوع فرهنگي به عنوان اساس زيست مشترک جامعه انساني , مشارکت همه گروههاي فرهنگي ، اجتماعي و زباني در ايجاد جامعه دانش مدار , تاسيس و تقويت جوامع دانش مدار با تعهد به موازين اخلاقي ، حقوق انساني ، اصول دموکراسي و لوازم خوب حکمروايي , تسهيل فعل و انفعال هاي الکترونيکي در جهت واگذاري قدرت به مردم , ابراز نگراني در قبال نابرابري در توسعه زير ساخت‌ها و دسترسي و استفاده جهاني از فناوري اطلاعات و ارتباطات ,تبديل شکاف‌هاي ديجيتالي به فرصت‌هاي ديجتالي از طريق تقويت همبستگي‌هاي, احقاق حقوقي نظير حق توسعه ، حق ارتباط و حق اطلاع , جلب توجه جامعه بين‌المللي به ايجاد ظرفيت‌هاي جديد و توانمندسازي کشورهاي در حال توسعه , تغيير وضع ناعادلانه و نگران‌کننده جهان کنوني که پيوستگي اطلاعاتي را ابزاري براي اعمال زور و تحميل يکجانبه‌گرايي مي‌داند ، ضرورت تدوين کنوانسيون‌هاي جديد اخلاقي‌تر ، انساني‌تر و عادلانه‌تر, تفاهم بر سر مباني زندگي جديد بشري که از مقتضيات زيستن در جامعه اطلاعاتي است, دسترسي بدون تبعيض افراد ، نهادها و کشورها به اطلاعات به گونه اي كه هيچ دولتي حق اعمال تصميم‌هاي يک جانبه را در محروم کردن ملت‌هاي ديگر از حقوق خود از جمله دسترسي صحيح به اطلاعات نداشته باشد, يافتن سازوکار دموکراتيک و فراگير براي مديريت جهاني اينترنت درجهت ايفاي نقش موثر براي همه بازيگران از جمله کشورهاي در حال توسعه , حمايت از توازن عادلانه ميان حقوق پديدآورندگان ، مالکان و استفاده‌کنندگان آثار , تسهيل و تقويت روند مردم سالاري و دستيابي عادلانه و آزادانه مردم به منابع قدرت و منزلت در سطوح ملي و بين‌المللي , ايجاد محيط توان‌زاي بين‌المللي بر اساس ارتباط، اخلاق و گفت‌و‌گو و بالاخره توانمند ساختن انسان براي کاستن از رنج‌ها و فاصله‌هاي تاريخي .

رئيس جمهور وقت ايران سخنراني خود را با يك نقب شرقي به پايان برد او گفت: مي‌دانيم انسان دانا، انسان تواناست، پس جامعه اطلاعاتي را جامعه آگاهي و دانايي کنيم به گفته متفکر و شاعر بزرگ ايراني ، مولوي :

مقتضاي جان چو اي دل آگهي است                                 هر که آگه‌تر بود جانش قوي است

شايد بتوان اهداف تيم ايران در ژنو را در اين محورها ي مشخص خلاصه كرد: تاكيد بر بحث گفتگوي تمدن ها از طريق تكيه بر ديالوگ به جاي مونولوگ, تاكيد بر بحث جامعه اطلاعاتي در خدمت اخلاق , تاكيد بر بحث ضرورت مديريت جهاني اينترنت, تنوع فرهنگي , تاكيد بر بحث حق توسعه و دسترسي بدون تبعيض به اطلاعات. بالاخره بايد به كنفرانس مطبوعاتي رئيس جمهور نيز اشاره كرد كه باعث جلب توجه بسياري از رسانه ها شد. (1)

در بعدازظهر روز 20/9/82 آقاي رئيس جمهور به دعوت شوراي كليساها، در محل شورا حاضر شد و پس از سخنراني، در زمينه گفت وگوي اديان، به پرسش حاضران جواب داد.


(1) دكتر يونس شكرخواه




ارسال نظر
نام :
ایمیل :
نظر :
کد تصویری :
لطفا کد نمایش داده شده را وارد نمائید. در صورت خوانا نبودن ، بر روی عکس کلیک نمائید.